چه خوش دمی ست زمانی که یار می آید
◷
تاریخ انتشار: 1397/7/21 | ساعت: 20:47
به خود پناهم ده ! که در پناه تو آواز رازها جاری ست و در کنار تو بوی بهار می آید سحر دمید ، درون سینه دل من به شور و شوق تپید چه خوش دمی ست زمانی که یا
یکى زبان و دو گوش است اهل معنى را
◷
تاریخ انتشار: 1397/7/21 | ساعت: 20:47
به هوش باش که حرف نگفتنى نَجهد نه هر سخن که به خاطر رِسد توان گفتن یکى زبان و دو گوش است اهل معنى را اشارتى به یکى گفتن و دو بِشنُفتن سخ
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
◷
تاریخ انتشار: 1397/7/21 | ساعت: 20:47
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید فصل گل می گذرد هم نفسان بهر خدا بنشینید به باغی و مرا یاد کنید عَندلیبان گل سوری به
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
◷
تاریخ انتشار: 1397/7/21 | ساعت: 20:47
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاست
این بیابان قتلگاه سید لب تشنه است
◷
تاریخ انتشار: 1397/7/21 | ساعت: 20:47
این زمین پربلا را نام، دشت کربلاست ای دل بیدرد آه آسمان سوزت کجاست این بیابان قتلگاه سید لب تشنه است ای زبان وقت ف
گر آه سینه سعدی رسد به حضرت دوست
◷
تاریخ انتشار: 1397/7/21 | ساعت: 20:47
مَرو به خواب، که خوابت ز چشم برباید گرَت مشاهدۀ خویش در خیال آید مَجالِ صبر همین بود و مُنتهایِ شکیب دگر مَپای که عمر این همه نمیپا
بشنو این نی چون شکایت میکند
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/10 | ساعت: 18:44
بِشنو این نِی چون شکایت میکند از جدایی ها حکایت میکند کز نِیستان تا مرا بُبریدهاند در نَفیرَم مَـرد و زن نالیدهاند سینه خواهم شَرحه شَرحه از فِراق تا بگویـم شَ
قــوت غــالبــم، غــم بــود . . .
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/10 | ساعت: 18:44
بگيــر فطــره ام امــا مخــور بــرادر جــان کــه مــن در ايــن رمضــان، قــوت غــالبــم، غــم بــود . . . شعر از مهدی اخوان ثالث
آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/10 | ساعت: 18:44
سوگواران تو امروز خموشند همهکه دهان های وقاحت به خروشند همهگر خموشانه به سوگ تو نشستند رواستزان که وحشت زده ی حشر وحوشند همهآه از این قوم ریایی که درین شهر دو رویروزها شحنه و شب ، باده فروشند همهباغ ر
اول ماه است و نان در سفره نیست
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/10 | ساعت: 18:44
یاد دارم در غروبی سرد سرد می گذشت از کوچه ما دوره گرد داد می زد: "کهنه قالی می خرم دست دوم، جنس عالی می خرم کوزه و ظرف سفالی می خرم گر نداری، شیشه خالی می خرم" اشک در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهی کشی
در خوابِ اين خشتها هرگز انعکاس هيچ تبسمی نخواهی ديد
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/10 | ساعت: 18:44
در خوابِ اين خشتها هرگز انعکاس هيچ تبسمی نخواهی ديد. به بالا برآ عجيبی نيست ما مرارت مکشوف مادران خويشيم در تغزل شبنم و گياه. اکنون گهواره بگير، هم اين وقت هوش خشت مرده نيز دانای ديوار و
باختی هستی خود بر سر می آید ها
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/10 | ساعت: 18:44
شب و روزت همه بیدار که آید شاید کور شد دیده بر این کوره ره شاید ها شاید ای دل که مسیحا نفست آمد و رفت باختی هستی خود بر سر می آیدها شعر از حسین پناهی
دنیا برای مردم دنیا گذاشتیم
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/10 | ساعت: 18:44
رفتیم و پای بر سر دنیا گذاشتیم کار جهان به اهل جهان واگذاشتیم چون آهوی رمیده ز وحشت سرای شهر رفتیم و سر به دامن صحرا گذاشتیم ما را به آفتاب فلک هم نیاز نیست این شوخ دید
با سنگ ها می گویم آن رازی که باید با تو می گفتم
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/10 | ساعت: 18:44
رنج گرانم را به صحرا میدهم، صحرا نمی گیرد اشک روانم را به دریا می دهم دریا نمی گیرد تا در کجا بِتکانم از دامان دل این سنگ سنگین را دلتنگی ام ای دوست! بی تو در جهانی جا نمی گیرد با سنگ ها می گویم آن را
جلوه ها کردم و نشناخت مرا اهل دلی
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/10 | ساعت: 18:44
دوش تا آتش می از دل پیمانه دمید نیمشب صبح جهانتاب ز میخانه دمید روشنی بخش حریق مه و خورشید نبود آتشی بود که از باده مستانه دمید چه غم ار شمع فرومرد که از پرتو عشق نور مهتاب ز
زندگی بر دوش ما بار گرانی بیش نیست
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/10 | ساعت: 18:44
زندگی بر دوش ما بار گرانی بیش نیست عمر جاویدان عذاب جاودانی بیش نیست لاله بزم آرای گلچین گشت و گل دمساز خار زین گلستان بهره بلبل فغانی بیش نیست می کند هر قطره اشکی ز د
شعر چشمان تو را می خوانم
◷
تاریخ انتشار: 1397/3/9 | ساعت: 8:24
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته شعر چشمان تو را می &
دست به کاری زنم که غصه سر آید
◷
تاریخ انتشار: 1397/2/18 | ساعت: 13:03
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته دست به کاری زنم که 
هرگز نمی توانيم به عقب برگرديم
◷
تاریخ انتشار: 1396/12/12 | ساعت: 19:58
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته هرگز نمی توانيم به عقب برگرديمما هرگز نمی دانيم كه می رويمآن هنگام كه در حال رفتن هستيمبه شوخی درها را می بنديمو سرنوشت كه ما را همراهی می كندپشت سر ما به درها قفل می زند ،و ما ديگر ، هرگز نمی توانيم به عقب برگرديم .شعر از امیلی دیکنسون - ترجمه :آتوسا حصارک...
زندگی نامه امیرهوشنگ ابتهاج - ه.الف.سایه
◷
تاریخ انتشار: 1396/12/12 | ساعت: 19:58
امیر هوشنگ ابتهاج معروف به «ه.الف سایه» در ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد . پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود.ابتهاج سرپرست برنامه گلها در رادیوی ایران، پس از کناره گیری داوود پیرنیا و پایهگذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غزلهای او توسط خو...