انسان سرچشمهی دریاهاست
◷
تاریخ انتشار: 1396/12/2 | ساعت: 12:20
در تاریکی چشمانت را جُستم در تاریکی چشمهایت را یافتم و شبم پُرستاره شد.□تو را صدا کردم در تاریکترینِ شبها دلم صدایت کرد و تو با طنینِ صدایم به سویِ
افسانه باران
◷
تاریخ انتشار: 1396/12/2 | ساعت: 12:20
شب تا سحر، من بودم و لالای باراناما نمیدانم چرا خوابم نمیبرد!غوغای پِندارم نمیمُردغمگین و دلسردروحم همه رنججانم همه دردآهنگ باران، دیوِ اندوه مرا ب
سقوط هواپیمای تهران یاسوج
◷
تاریخ انتشار: 1396/12/2 | ساعت: 12:20
سقوط هواپیمای تهران یاسوجبه قصد پرواز تجربه کردم
شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم
◷
تاریخ انتشار: 1396/11/14 | ساعت: 20:41
آن قَدَر با آتش دل ساختم تا سوختمبیتو ای آرام جان ...یا ساختم یا سوختم!سرد مهری بین که کس بر آتشم آبی نزدگر چه همچون برق از گرمی سراپا سوختمسوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمعلالهام کز داغ تنهایی به صحرا سوختمهمچو آن شمعی که افروزند پیش آفتابسوختم در پیش مهرویان و بیجا سوختمسوختم از آتش دل در میان م...
حافظ، اسرار الهی کس نمیداند خَموش
◷
تاریخ انتشار: 1396/11/14 | ساعت: 20:41
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته حافظ، اسرار الهی کس نمیداند خَموش یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شدآب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد کس نمیگوید که یاری داشت حق دوستی حق شناسان را چه حال افتا...
تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید
◷
تاریخ انتشار: 1396/11/14 | ساعت: 20:41
تو را با غیــر می بینــم ، صدایــم در نمی آیــد دلم می سوزد و کاری ز دستم بَر نمی آیدنشستم،باده خوردم،خون گریستم،کنجی افتادم تحمل می رود اما شبِ غـــم سَر نمی آیدتوانم وصفِ جورِ مــرگ و صد دشوارتر زان لیک...
ما را نه غم طعن و نه اندیشهٔ ناموس
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/19 | ساعت: 1:20
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته ما را نه غم طعن و نه اندیشهٔ ناموس در عالم عشق تو نه کفر است و نه اسلام عشاق تو فارغ ز پرستیدن اصنام آن جا که جمال تو نه تغییر و نه تبدیل وان جا که وجود تو نه آغاز و نه انجام در مرده گذر کن که دمی در بدنش روح بر زنده نظر کن که بری از دلش آرام سرمایه آمالی و...
زخمم بزن، که زخم مرا مرد میکند
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/19 | ساعت: 1:20
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته زخمم بزن، که زخم مرا مرد میکند زخمم بزن، که زخم مرا مرد میکنداصلا برای عشق سرم درد می کند زخمم بزن که لا اقل این کار ساده راهر یار بی وفایِ جوانمرد می کند آن جا که رفته ای خودمانیم هیچ کسآن چه دلم برای تو می کرد میکند؟ در را نبسته ای که هوای اتاق راباد خزان...
عشق نوعی میلاد است
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/7 | ساعت: 15:11
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته عشق نوعی میلاد است عشق نوعی میلاد است. اگر «پس از عشق» همان انسانی باشیم که «پیش از عشق» بودیم، به این معناست که به قدر کافی دوست نداشتهایم. اگر کسی را دوست داشته باشی، با معناترین کاری که میتوانی به خاطر او انجام بدهی، تغییر کردن است! باید چندان تغییر کنی ...
در زير سايه ی مژه ات خوابم آرزوست
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/7 | ساعت: 15:11
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته در زير سايه ی مژه ات خوابم آرزوست همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوستچون باده ي لب تو می نابم آرزوستای پرده پرده ی چشم توام باغ هاي سبزدر زير سايه ی مژه ات خوابم آرزوستدور از نگاه گرم تو ، بي تاب گشته امبر من نگاه کن ، که شب و تابم آرزوستتا گردن سپيد تو گرداب ر...
چیزی فسرده است و نمیسوزدxa0امسال، در سینه، در تنم!
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/7 | ساعت: 15:11
بیآنکه دیده بیند، در باغاحساس میتوان کرددر طرحِ پیچپیچِ مخالفسرای باد یأسِ موقرانهی برگی که بیشتاببر خاک مینشیند. بر شیشههای پنجره آشوبِ شبنم است.ره بر نگاه نیستتا با درون درآیی و در خویش بنگری. با آفتاب و آتش دیگرگرمی و نور نیست،تا هیمهخاکِ سرد بکاوی در رؤیای اخگری. این فصلِ دیگریستکه سرمایش از درو...
مروری بر زندگی احمد شاملو
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/7 | ساعت: 15:11
احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران؛ در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفیعلیشاه - درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹ فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ نویس، ادیب و مترجم ایرانی است. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر "الف. بامداد" و "الف. صبح" بود. در بیست و دو سالگی (۱۳۲۶) با اشرف الملوک اسلامیه...
وقتی تصمیم میگیری یک احساس را به سرانجامی به نام «ازدواج» برسانی
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/7 | ساعت: 15:11
وقتی تصمیم میگیری یک احساس را به سرانجامی به نام «ازدواج» برسانی، اولین حرکت مفید این است که از خودت بپرسی آیا واقعاً باور داری که تا سنین پیری از سخنگفتن با این زن، لذت خواهی برد؟سخن گفتن؛ و نه همخوابگی! تمامی مسائل دیگر در ازدواج موقت و گذرا است. تا زمانی که دونفر حرفی برای گفتن و گوشی برای شنیدن ...
خلاصه ی همه ی بهانه ها این است
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/7 | ساعت: 15:11
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته خلاصه ی همه ی بهانه ها این است خلاصه ی همه ی بهانه ها این است: تـــــــــــــــــــــــو از یادم نمی روی...شعر از محمدرضا عبدالملکیانبرچسبها: خلاصه ی همه بهانه ها, تو از یادم نمی روی, بهانه, از یادم, خلاصه همه نوشته شده در شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶ساعت 20:25 توسط حس...
دیشب به وقت تهران ، خدا خندید
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/7 | ساعت: 15:11
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته دیشب به وقت تهران ، خدا خندید وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ ﴿۳۴﴾ و براى هر امتى اجلى است پس چون اجلشان فرا رسد نه [مىu200f توانند] ساعتى آن را پس اندازند و نه پيش (۳۴) سوره ۷: الأعراف - ج...
من از همواری این خلق ناهموار میترسم
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/7 | ساعت: 15:11
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته من از همواری این خلق ناهموار میترسم ز خال عنبرین افزون ز زلف یار میترسم همه از مار و من از مهرهٔ این مار میترسم ز خواب غفلت صیاد ایمن نیستم از جان شکار لاغرم از تیغ لنگردار میترسم خطر در آبِ زیر کاه بیش از بحر میباشد من از همواری این خلق ناهموار میترسم ز بس...
ما که بر سفره خاصیم به یغما نرویم
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/7 | ساعت: 15:11
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته ما که بر سفره خاصیم به یغما نرویم عهد کردیم که بی دوست به صحرا نرویم بی تماشاگه رویش به تماشا نرویم بوستان خانه عیش است و چمن کوی نشاط تا مُهیا نبوَد عیش مُهنّا نرویم دیگران با همه کس دست در آغوش کنند ما که بر سفره خاصیم به یغما نرویم نتوان رفت مگر در نظر ی...
دل که چرکین شد، چه کارَش می کنیم؟!
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/7 | ساعت: 15:11
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته دل که چرکین شد، چه کارَش می کنیم؟! گیریم خنجرِ حرفِ توبر پهلویِ باورها نشست؛نوش دارویی شرابی شیوَنیشعری به کارَش می کنیم... دل که چرکین شد، چه کارَش می کنیم؟! شعر از محمدرضا شفیعی کدکنیبرچسبها: خنجر حرف تو, پهلوی باورها, نوش دارویی شرابی شیونی, شعری به کارش...
دل من گِرد جهان گَشت و نیابید مِثالش
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/12 | ساعت: 3:21
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته دل من گِرد جهان گَشت و نیابید مِثالش هِله نومید نباشی که تو را یار بِراند گَرَت امروز بِرانَد، نه که فردات بخواند دَر اگر بر تو ببندد، مَرو و صبر کُن آن جا زِ پَسِ صبر، تو را او، به سَرِ صَدر نشاند و اگر بر تو ببندد همه رَهها و گُذرها رَهِ پنهان بِنُماید، ک...
منم که شعر و تغزل پناهگاه من است
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/12 | ساعت: 3:21
بیراهه ای در آفتاب پیغمبران آیه های ناگفته منم که شعر و تغزل پناهگاه من است منم که شعر و تغزل پناهگاه من است چنانکه قول و غزل نیز در پناه من است صفای گلشن دلها به ابر و باران نیست که این وظیفه محول به اشک و آه من است صلای صبح تو دادم به نالهٔ شبگیر چه روزها که سپید از شب سیاه من است به عالمی که در ا...