توازیِ ردِّ ممتّدِ
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/31 | ساعت: 16:31
توازیِ ردِّ ممتّدِ دو چرخِ یکی گردونهدر علفزار...□جز بازگشت به چه میانجامدراهی که پیمودهام؟به کجا؟سامانش کدام رُباطِ بیسامانیستبا نهالِ خُشکی کَجمَجکنارِ آبدانی تشنه، انباشته به آخالدرازگوشی سودهپُشت در ابری از مگسو کجاوهیی درهمشکسته؟ ــ:کجاست باراندازِ این تلاشِ بهجانخریده به نقدِ تمامتِ عمر؟کدام ا...
پرتوی که میتابد از کجاست
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/29 | ساعت: 5:10
پرتوی که میتابد از کجاست؟یکی نگاه کندر کجای کهکشان میسوزد این چراغِ ستاره تا ژرفای پنهانِ ظلمات را به اعتراف بنشاند:انفجارِ خورشیدِ آخرینبه نمایشِ اعماقِ غیابدر ابعادِ دلهره.□آنماه نیستدریچهی تجربه استتا یقین کنی که در فراسوی این جهازِ شکستهسُکّان نیزآنچه میشنوی سازِ کَجکوکِ سکوت است.تایقین کنی.تنها...
حوای دیگر
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/29 | ساعت: 5:10
میشناسی ــ به خود گفتهام ــهمانم که تو را سُفتهامبسی پیش از آنکه خدا را تنهایی آدمکش بر سرِ رحم آرد:بسی پیش از آن که جانِ آدم راپوکترین استخوانِ تنش همدمی شود بُرَندهجامه به سیب و گندم بَردَرندهازراهدربَرندهیا آزادکننده به گردنکشی. ــغضروفپارهی جُداسری.□میشناسی ــ به خود گفتهام ــهمانم که تو را ساخت...
ای کاش آب بودم
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/29 | ساعت: 5:10
به مفتون امینیوسواسِ مهربانِ شعرای کاش آب بودمگر میشد آن باشی که خود میخواهی. ــآدمی بودنحسرتا!مشکلیست در مرزِ ناممکن. نمیبینی؟ای کاش آب بودم ــ به خود میگویم ــنهالی نازک به درختی گَشن رساندن را(ــ تا به زخمِ تبر بر خاکاش افکننددر آتش سوختن را؟)یا نشای سستِ کاجی را سرسبزی جاودانه بخشیدن(ــ از آن پی...
سرود آوارگان
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/24 | ساعت: 18:02
برای پرییوش گنجیدر معبرِ مندیگرهیچ چیز نجوا نمیکند:نه نسیم و نه درختنه آبی درگذر.شِرِّه شِرِّه نوحهیی گسیخته میجنبدتنهاسیاهتر از شببر گردهی سرگردانیِ باد.□دورشهرِ من آنجاستتنها ماندهدر غروبی هموارکه آسان نمیگذرد. ــشهرِ تاریکبا دو دریچهی مهربانکه بازگشتِ دردناکِ مرا انتظار میکشددر پسکوچهی پنهان.۲۸ خ...
نلسن ماندلا
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/24 | ساعت: 18:02
تو آن سوی زمینی در قفسِ سوزانتمن این سوی:و خطِ رابطِ ما فارغ از شایبهی زمان استکوتاهترین فاصلهی جهان است.زی من به اعتماد دستی دراز کنای همسایهی درد.مَردَنگیِ شمعی لرزانی تو در وقاحتِ باد،خُنیاگرِ مدیحی ازیادرفتهایم مادر اُرجوزِهی وَهن.نه تو تنهاخوشنشینِ نُهتوی ایثاریکه عاشقانهمهخویشاوندانندتا بیگانه...
یک مایه در دو مقام
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/24 | ساعت: 18:02
به لئوناردو آلیشان۱دلم کَپَک زده، آهکه سطری بنویسم از تنگیِ دل،همچون مهتابزدهیی از قبیلهی آرش بر چَکادِ صخرهییزِهِ جان کشیده تا بُنِ گوشبه رها کردنِ فریادِ آخرین.□کاش دلتنگی نیز نامِ کوچکی میداشتتا به جانش میخواندی:نامِ کوچکیتا به مهر آوازش میدادی،همچون مرگکه نامِ کوچکِ زندگیستو بر سکّوبِ وداعاش به ...
باغ آینه
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/9 | ساعت: 12:55
چراغی به دستم چراغی در برابرم.من به جنگِ سیاهی میروم.گهوارههای خستگیاز کشاکشِ رفتوآمدهابازایستادهاند،و خورشیدی از اعماقکهکشانهای خاکستر شده را روشن میکند.□فریادهای عاصیِ آذرخش ــهنگامی که تگرگدر بطنِ بیقرارِ ابرنطفه میبندد.و دردِ خاموشوارِ تاک ــهنگامی که غورهی خُرددر انتهای شاخسارِ طولانیِ پیچپیچ ج...
تنها اگر دمی
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/9 | ساعت: 12:55
تنهااگر دمیکوتاه آیم از تکرارِ این پیشِ پا افتادهترین سخن که «دوستت میدارم»چون تندیسی بیثبات بر پایههای ماسهبه خاک درمیغلتیو پیش از آنکه لطمهی درد درهمات شکندبه سکوتمیپیوندی.پس، از تو چه خواهد ماندچون من بگذرم؟تعویذِ ناگزیرِ تداومِ توتنهاتکرارِ «دوستت میدارم» است؟با اینهمهبغضم اگر بترکد... ــنهپَرِّ...
سرود ششم
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/4 | ساعت: 17:08
شگفتاکه نبودیمعشقِ مادر ماحضورِمان داد.پیوندیم اکنونآشناچون خنده با لب و اشک با چشمواقعهی نخستین دمِ ماضی.□غریویم و غوغااکنون،نه کلامی به مثابهِ مصداقیکه صوتی به نشانهی رازی.□هزار معبد به یکی شهر...بشنو:گو یکی باشد معبد به همه دهرتا من آنجا برم نمازکه تو باشی.چندان دخیل مبند که بخشکانیام از شرمِ نات...
گریزان
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/4 | ساعت: 17:08
برای خانمِ عالیه جهانگیر یوشیجاز کورهراهِ تنگ گذشتمنیز از کنارِ گلهی خُردی کهزنگِ برنجیِ بزِ پیشآهنگاز دور، طرحِ تکاپوی خستهیی رابا جِنگ جِنگِ لُختشدر ذهنِ آدمیتصویر مینهاد...□از پُشتِ بوته، مرغی نالان، هراسناکپر برکشید ویک دمدر درههای تنگموجِ گریزپاییِ پُر وحشتاشچون کاسهیی سفالین بشکستاز صخرهیی به ...
پایتخت عطش
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/4 | ساعت: 17:08
آب کمجو. تشنگی آور به دست!مولای روم۱آفتاب، آتشِ بیدریغ استو رؤیای آبشاراندر مرزِ هر نگاه.بر درگاهِ هر ثُقبهسایههاروسبیانِ آرامشاند.پیجوی آن سایهی بزرگم من که عطشِ خشکْدشت را باطل میکند.□چه پگاه و چه پسین،اینجانیمروزمظهرِ «هست» است:آتشِ سوزنده را رنگی و اعتباری نیستدروازهی امکان بر باران بسته استشن ا...
با تخلص خونین بامداد
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/2 | ساعت: 13:13
مرگ آنگاه پاتابه همیگشود که خروسِ سحرگهیبانگی همه از بلور سرمیداد ــگوش به بانگِ خروسان درسپردمهم از لحظهی تُردِ میلادِ خویش.□مرگ آنگاه پاتابه همیگشود که پوپکِ زردخالبیشانهی نقره به صحرا سرمینهاد ــبه چشم، تاجی بهخاکافگنده جُستمهم از لحظهی نگرانِ میلادِ خویش.□مرگ آنگاه پاتابه همیگشود که کبکِ خرامانخ...
چاه شغاد
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/2 | ساعت: 13:13
هــدف از تــشکـیــل ایـــن وبــلاگ گزیده ای از بهترین اشعـــار و درج شعر با نام اصلی شاعر و ویرایش آن به نحوی که خوانش شعر برای مخاطب آسان باشد.امیدوارم مورد قبول واقع گرددبعد از تــوخـــدا هم با شمعدانی های خانۀ مان قهر کردمن ماندمُ وچهـرۀ عبوس کاکتوس کُنج حیاطکه طعنه به تنهایـــــی ام می ز...
سپیده دم
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/2 | ساعت: 13:13
بانگدربانگخروسان میخوانند.تا دوردستهای گمان امادر این پهنهی ماسه و شورابروستایی نیست.روز است که دیگرباره بازمیگرددیادآورِ صبح و سلام و سبزه،و تحقیر است که هر سپیدهدماز نواختراع میشوددر تجربهی گریانِ همیشه. احمد شاملو Adblock test (Why?)
دادخواست
◷
تاریخ انتشار: 1401/12/29 | ساعت: 16:54
از همه سو،از چار جانب،از آن سو که بهظاهر مهِ صبحگاه را مانَد سبکخیز و دَمدَمیو حتا از آن سویِ دیگر که هیچ نیستنه لهلهِ تشنهکامیِ صحرانه درخت و نه پردهی وهمی از لعنتِ خدایان، ــاز چار جانبراهِ گریز بربسته است.درازای زمان رابا پارهی زنجیرِ خویشمیسنجمو ثقلِ آفتاب رابا گوی سیاهِ پایبنددر دو کفه مینهمو ع...
کریه اکنون
◷
تاریخ انتشار: 1401/12/29 | ساعت: 16:54
«کریه» اکنون صفتی اَبتَر استچرا که به تنهایی گویای خونتشنگی نیست.تحمیق و گرانجانی را افاده نمیکندنه مفتخوارگی رانه خودبارگی را.تاریخادیب نیستلغتنامهها را امااصلاح میکند.احمد شاملو Adblock test (Why?)
بر خاک جدی ایستادم
◷
تاریخ انتشار: 1401/12/29 | ساعت: 16:54
بر خاکِ جدی ایستادمو خاک، بهسانِ یقینیاستوار بود.به ستاره شک کردمو ستاره در اشکِ شکِ من درخشید.و آنگاه به خورشید شک کردم که ستارگان راهمچون کنیزکانِ سپیدروییدر حرمخانهی پُرجلالش نهان میکرد.□دیوارها زندان را محدود میکند،دیوارها زندان را محدودتر نمیکند.میانِ دو زنداندرگاهِ خانهی تو آستانهی آزادیست،لیک...
لوح گور
◷
تاریخ انتشار: 1401/12/27 | ساعت: 11:33
نه در رفتن حرکت بودنه در ماندن سکونی.شاخهها را از ریشه جدایی نبودو بادِ سخنچینبا برگها رازی چنان نگفتکه بشاید.دوشیزهی عشقِ من مادری بیگانه استو ستارهی پُرشتابدر گذرگاهی مأیوسبر مداری جاودانه میگردد.۱۳۳۸احمد شاملو Adblock test (Why?)
با همسفر
◷
تاریخ انتشار: 1401/12/27 | ساعت: 11:33
سرکش و سرسبز و پیچندهگیاهیدیوارِ کهنهی باغ را فروپوشیده است.از این سو دیوار دیگر به جز جرزی از بهار نیست،که جراحاتِ آجرها را مرهم سبزِ برگ شفا بخشیده است.و از آن سوی دیگرگیاهِ پیچندهچون خیزابی لبپرزنان سایبانی بر پیگاهِ دیوار افکنده است!رطوبتِ ویرانکننده، از تبِ پُرحرارتِ رویشِ گیاه، جرزها را رها می...