خرید بک لینک

کولی صفت گریخت میان شیار شب
شعری نخوانده خواندم و شب پاره پاره شد
وحشی صفت گریخت میان غبار روز
خورشید را شکستم و صدها ستاره شد

رقصید همچو دود و لب خسته را گشود
افتاد روی پایم و پرسید کیستی؟
با سنگ خنده ، سخت شکستم سکوت را
گفتم که آتشم ، تو مگر آب نیستی؟

بوسه

کولی صفت گریخت میان شیار شب
شعری نخوانده خواندم و شب پاره پاره شد
وحشی صفت گریخت میان غبار روز
خورشید را شکستم و صدها ستاره شد

شعر از نصرت رحمانی

برچسب: نویسنده: آبتین اسدیان تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 8:40

صفحه بندی