مست از می هم گشته و مستانه بمیریم خندیم به مرگِ هم و مـردانه بمیریم فرزانگی از شیوۀ عشاق به دور است لب بر لب و دل در کف و دیوانه بمیریم مسجد به خدا جای خدایان وفا نیست باید بگریزیم و به میخانه بمیریم پیمانۀ صد بوسه نماییم لبان را پیمانه بکوبیم ، به پیمانه بمیریم مرغان گرفتار غمِ دانه ندارند در دام هم افتاده و بی دانه بمیریم من در دل سرد تو و تو در دل گرمم زیباست که در گوشۀ ویرانه بمیریم من شمع صفت سوزم تا خویشِ تو باشم پروانه بیا کز همه بیگانه بمیریم شعر
برچسب:
نویسنده: آبتین اسدیان